محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3150

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از بركنارى عمرو بن حريث به وسيلهء مردم كوفه و گماشتن عامر ابو جعفر گويد : روايت ابن عياش چنين است كه گويد : نخستين كس كه دو شهر كوفه و بصره را با هم داشت زياد بود و پسرش كه سيزده هزار كس از خوارج را كشتند و عبيد الله چهار هزار كس از آنها را به زندان كرد . و چون يزيد به هلاكت رسيد ، عبيد الله به سخن ايستاد و گفت : « آن كس كه به فرمانبرى وى جنگ مىكرديم بمرد ، اگر اميرم كنيد خراج شما را بگيرم و با دشمنان نبرد كنم . » و مقاتل بن مسمع و سعيد بن قرجا را كه يكى از مردم بنى مازن بود در اين باب به كوفه فرستاد . نايب وى بر كوفه عمرو بن حريث بود . آن دو كس پيام وى را رسانيدند . يزيد بن حارث ابن رويم شيبانى به سخن ايستاد و گفت : « حمد خداى كه ما را از پسر سميه آسوده كرد . » گويد : عمرو بگفت تا او را بزدند و سوى زندان بردند . اما مردم بنى بكر ميان كسان عمرو و يزيد حايل شدند . يزيد بيمناك پيش كسان خود رفت . محمد بن اشعث كس فرستاد كه بر رأى خويش استوار باش و در اين باب فرستادگان ، پياپى آمدند . پس از آن عمرو به منبر رفت كه او را ريگباران كردند و به خانهء خويش رفت . آنگاه مردم در مسجد فراهم آمدند و گفتند : « يكى را امير مىكنيم تا وقتى كه مردم بر خليفه اى اتفاق كنند . » دربارهء عمرو بن سعد همسخن شدند اما زنان همدان بيامدند كه بر حسين مىگريستند و مردانشان با شمشيرهاى آويخته دور منبر را گرفتند . محمد بن اشعث گفت : « چيزى شد جز آنچه ما مىخواستيم . » و چنان بود كه مردم كنده از عمرو بن سعيد پشتيبانى مىكردند كه خالگان وى بودند . پس دربارهء عامر بن مسعود هم - سخن شدند و اين را براى ابن زبير نوشتند كه وى را تأييد كرد . اما روايت عوانة بن حكم چنين است كه گويد : وقتى مردم بصره با عبيد الله